تعادل کلسیم و فسفر در جیره، فقط یک «عدد» در نرم افزار جیره نویسی نیست؛ یکی از تعیین کننده ترین نقاط اتصال بین تغذیه، سلامت اسکلتی، کیفیت محصول (به ویژه پوسته تخم) و اقتصاد تولید است. وقتی کلسیم یا فسفر (یا نسبت آن ها) خارج از محدوده نیاز واقعی گله تنظیم شود، هزینه ها معمولاً دو بار پرداخت می شوند: بار اول در خرید یا صرفه جویی ظاهری روی مواد معدنی، و بار دوم در افت عملکرد، تلفات، هزینه درمان، حذف زودهنگام و کاهش یکنواختی.
در ایران، این موضوع با چند عامل تشدید می شود: نوسان کیفیت مواد اولیه (به خصوص منابع معدنی و کنجاله ها)، تفاوت بین «فرمول کاغذی» و «خوراک تحویلی» به دلیل خطاهای تولید و اختلاط، و همچنین تغییرات مدیریتی مثل محدودیت مصرف خوراک، تنش گرمایی و کیفیت آب. به همین دلیل یک خطای کوچک در تنظیم کلسیم/فسفر می تواند به مسئله ای بزرگ در پا، پوسته و رشد تبدیل شود.
این راهنما در دانشدانه با تمرکز بر زاویه علمی-کاربردی، خطاهای رایج تنظیم کلسیم/فسفر را از منظر قابلیت جذب، نقش ویتامین D، تفاوت گونه ها و مراحل تولید بررسی می کند و پیامدهای عملی آن را روی سلامت پا، کیفیت پوسته تخم و رشد به زبان تصمیم پذیر توضیح می دهد.
کلسیم و فسفر در بدن چه می کنند و چرا «تعادل» مهم تر از «عدد» است؟
کلسیم و فسفر دو ماده معدنی محوری در متابولیسم استخوان هستند؛ اما نقش آن ها به اسکلت محدود نمی شود. کلسیم در انقباض عضله، انتقال عصبی و لخته شدن خون دخالت دارد و فسفر در انتقال انرژی (ATP)، اسیدهای نوکلئیک و تعادل اسید-باز نقش دارد. بنابراین کمبود یا عدم تعادل، هم به شکل «مشکل پا» بروز می کند و هم می تواند رشد، یکنواختی و حتی پاسخ ایمنی را تحت فشار بگذارد.
نکته کلیدی این است که بدن، کلسیم و فسفر را جداگانه مدیریت نمی کند. جذب و رسوب این دو به هم وابسته است و زمانی که یکی بالا یا پایین باشد، دیگری هم از مسیرهای هورمونی و کلیوی تحت تاثیر قرار می گیرد. از نظر عملی، سه مفهوم باید هم زمان دیده شود:
- سطح کل کلسیم و فسفر در جیره (Total Ca / Total P)
- بخش قابل جذب یا قابل دسترس (Digestible/Available P و تا حدی Ca قابل جذب)
- نسبت و تعامل آن ها با ویتامین D و عوامل ضدتغذیه ای
در طیور تخمگذار، موضوع حساس تر است چون کلسیم علاوه بر اسکلت، هر روز برای پوسته تخم مصرف می شود. در گوشتی ها و پولت ها، سرعت رشد و معدنی شدن استخوان بالا است و خطا زودتر به لنگش، بدشکلی استخوان و افت FCR تبدیل می شود. در نشخوارکنندگان هم تصویر متفاوت است: بخش بزرگی از فسفر از مسیر بزاق و شکمبه می چرخد و نسبت Ca:P، ریسک اختلالات متابولیک و حتی سنگ های ادراری را تغییر می دهد. پس «تعادل» باید با گونه، سن، هدف تولید و شرایط مدیریت هم خوان باشد.
خطاهای رایج در سطح و نسبت کلسیم/فسفر (از فرمول تا آخور)
بخش مهمی از خطاها در ایران از این جا شروع می شود که جیره روی کاغذ درست است، اما خوراکی که مصرف می شود همان نیست. رایج ترین خطاها را می توان در چند الگو خلاصه کرد:
- تکیه به «فسفر کل» به جای «فسفر قابل جذب»: وقتی منبع فسفر گیاهی است، بخش قابل دسترس به فیتات و فعالیت فیتاز وابسته است.
- بالا بردن کلسیم برای «اطمینان»: افزایش کلسیم بدون توجه به فسفر قابل جذب، عملاً دسترسی فسفر را کمتر می کند و نسبت را به نفع کلسیم می برد.
- نادیده گرفتن تغییرات مصرف خوراک: در تنش گرما یا محدودیت دان، دریافت روزانه Ca و P کاهش می یابد حتی اگر درصد جیره ثابت باشد.
- یکسان گرفتن نیاز در تمام فازها: نیاز پولت، شروع تخمگذاری، اوج تولید و انتهای دوره متفاوت است؛ یک فرمول ثابت، ریسک کمبود یا اضافه را بالا می برد.
- اختلاط ناکافی یا دانه بندی نامناسب: جداشدگی ذرات در دان آردی یا توزیع نامناسب سنگ آهک در پلت می تواند به ناهمگنی دریافت کلسیم منجر شود.
در عمل، خطای نسبت Ca:P معمولاً با سه علامت می آید: مشکل پا (لنگش/نرمی استخوان)، افت رشد یا یکنواختی، و در تخمگذارها افت کیفیت پوسته. اما تشخیص دقیق بدون نگاه کردن به کیفیت منابع، فیتاز، ویتامین D، و داده های مصرف خوراک ناقص است.
قابلیت جذب: فیتات، فیتاز و تفاوت «Available P» با «Total P»
یکی از پرهزینه ترین سوءبرداشت ها این است که «فسفر درج شده روی آنالیز» همان فسفری است که حیوان استفاده می کند. در خوراک های مبتنی بر غلات و کنجاله ها، بخش قابل توجهی از فسفر به فیتات متصل است و بدون آنزیم فیتاز به خوبی در طیور جذب نمی شود. نتیجه این اشتباه دو سناریوی متضاد است: یا برای جبران، فسفر معدنی زیاد می شود (هزینه و دفع فسفر بالا می رود) یا به خیال کافی بودن فسفر کل، کمبود فسفر قابل جذب رخ می دهد (مشکل رشد و پا).
چالش دیگر این است که عملکرد فیتاز «ثابت» نیست. دما و زمان پلتینگ، pH دستگاه گوارش، سطح کلسیم، و حتی کیفیت مواد اولیه روی کارایی آن اثر می گذارد. کلسیم بالا می تواند با فیتات کمپلکس تشکیل دهد و دسترسی فسفر و سایر مواد مغذی را محدود کند؛ بنابراین تنظیم کلسیم باید هم زمان با برنامه فیتاز و اهداف فسفر قابل جذب انجام شود.
برای کاهش خطا، تیم تغذیه و کارخانه خوراک بهتر است علاوه بر محاسبات، چند کنترل عملی را در برنامه داشته باشند: پایش یکنواختی اختلاط، کنترل کیفیت فیزیکی پلت/آرد، و بازبینی دوره ای آنالیز مواد معدنی منابع اصلی. برای آشنایی با چارچوب های کنترل، می توانید مطالب مرتبط با کنترل کیفیت خوراک و آزمون های کارخانه را نیز ببینید.
ویتامین D و ریزجزئیات متابولیک: وقتی همه چیز «درست» است اما پوسته می ریزد
کلسیم و فسفر بدون ویتامین D عملاً به هدف نمی رسند. ویتامین D (به ویژه شکل فعال متابولیکی) جذب روده ای کلسیم و فسفر را افزایش می دهد و در تنظیم هورمونی بازجذب کلیوی نقش دارد. بنابراین ممکن است سطح Ca و P در جیره مطابق توصیه باشد، اما به دلیل اختلال در محور ویتامین D، نتیجه عملی ضعیف باشد.
خطاهای رایج پیرامون ویتامین D و هم افزایی آن با Ca/P شامل موارد زیر است:
- کیفیت و پایداری پایین پیش مخلوط (Premix) در انبارداری طولانی، رطوبت یا حرارت بالا
- فرآیند پلتینگ و شرایط تولید که باعث افت برخی ویتامین ها می شود
- انتخاب سطح کلسیم بالا بدون توجه به اینکه همین موضوع می تواند پاسخ به فیتاز و دسترسی فسفر را کاهش دهد
در تخمگذار، شکستگی های ریز پوسته، پوسته نازک و افزایش تخم های ترک دار می تواند ناشی از عدم کفایت دریافت روزانه کلسیم، یا ناکارآمدی استفاده از آن باشد. در این جا فقط افزایش کلسیم همیشه پاسخ نمی دهد؛ باید زمان بندی مصرف، اندازه ذره سنگ آهک، و وضعیت ویتامین D نیز بررسی شود.
اگر پوسته تخم افت کرده اما درصد کلسیم جیره بالا است، به جای افزایش بیشتر، ابتدا «دریافت روزانه»، «اندازه ذره منبع کلسیم» و «همخوانی با فسفر قابل جذب و فیتاز» را بازبینی کنید.
تفاوت گونه ها و مراحل تولید: چرا یک نسخه برای همه جواب نمی دهد؟
نیاز به کلسیم و فسفر تابع گونه، ژنتیک، سرعت رشد، و هدف تولید است. حتی در یک گونه، فازهای تولید پروفایل معدنی متفاوتی دارند. چند مثال کلیدی:
- مرغ گوشتی: سرعت رشد بالا، اسکلت تحت فشار است؛ عدم تعادل Ca/P می تواند به لنگش، بدشکلی استخوان و افت کارایی خوراک منجر شود.
- پولت تخمگذار: دوره ساخت ذخیره استخوانی؛ کمبود فسفر قابل جذب یا کلسیم ناکافی می تواند کیفیت اسکلت را برای کل دوره تخمگذاری تضعیف کند.
- مرغ تخمگذار: نیاز به کلسیم بالا و مدیریت منبع کلسیم (به ویژه اندازه ذره و زمان دسترسی) برای پوسته سازی حیاتی است.
- نشخوارکنندگان: نسبت Ca:P و سطح فسفر باید با هدف تولید، نوع علوفه/کنسانتره و ریسک مشکلات ادراری و متابولیک هماهنگ شود.
یکی از خطاهای رایج، «کپی کردن» یک نسبت ثابت از یک فارم یا یک کتاب به همه شرایط است. در عمل باید نیاز را با داده های واقعی مزرعه گره زد: مصرف خوراک، رشد هفتگی، یکنواختی گله، درصد تخم ترک دار، و شاخص های سلامت پا. برای دیدن رویکردهای تصمیم گیری در طراحی جیره، مطالعه بخش جیره نویسی و فرمولاسیون خوراک کمک کننده است.
پیامدهای عملی خطاها روی پا، پوسته تخم و رشد (علت، علامت، مسیر اصلاح)
وقتی Ca/P درست تنظیم نشده باشد، پیامدها معمولاً در سه خروجی کلیدی دیده می شود: سلامت پا، کیفیت پوسته و رشد. جدول زیر، چند الگوی رایج را به زبان مزرعه ای خلاصه می کند تا مسیر عیب یابی سریع تر شود.
| الگوی خطا | نشانه های محتمل در گله | چرا رخ می دهد؟ | راه حل عملی (اولویت بندی) |
|---|---|---|---|
| کلسیم بالا با فسفر قابل جذب ناکافی | لنگش، کاهش رشد، افت یکنواختی؛ در تخمگذار ممکن است پوسته همچنان ضعیف بماند | کاهش دسترسی فسفر به دلیل کمپلکس شدن و کاهش کارایی فیتاز | بازتنظیم بر اساس P قابل جذب؛ بازبینی دوز و پایداری فیتاز؛ کنترل کیفیت منبع کلسیم و یکنواختی اختلاط |
| فسفر کل کافی اما P قابل جذب پایین | ضعف پا، کاهش اشتها/رشد، افزایش مشکلات استخوانی | فسفر گیاهی عمدتاً فیتاته و بدون فیتاز یا با شرایط نامناسب، جذب نمی شود | محاسبه با ضرایب قابل جذب؛ ارزیابی کیفیت فیتاز و فرآیند تولید؛ پرهیز از اتکا به Total P |
| کلسیم ناکافی در تخمگذار (یا دریافت روزانه پایین) | پوسته نازک، ترک دار شدن تخم، افت درصد تخم قابل فروش | مصرف کلسیم برای پوسته سازی بالا است؛ افت مصرف دان در گرما مشکل را تشدید می کند | افزایش دریافت روزانه با اصلاح مدیریت خوراک؛ استفاده از اندازه ذره مناسب سنگ آهک؛ بازبینی برنامه نور/تغذیه |
| عدم همخوانی جیره با فاز (پولت/شروع تولید/اوج) | استخوان بندی ضعیف در شروع، حذف زودهنگام، حساسیت بالا به تنش | نیاز معدنی با سن و تولید تغییر می کند | فازبندی دقیق تر؛ پایش شاخص های یکنواختی و کیفیت پوسته؛ تنظیم پویا با داده مصرف |
در کنار این الگوها، باید عوامل زمینه ای را هم دید: کیفیت آب (سختی و املاح)، سطح سدیم و تعادل الکترولیتی، و تنش گرمایی. این عوامل می توانند با تغییر مصرف خوراک یا تغییرات متابولیک، اثر خطای Ca/P را بزرگ نمایی کنند. بنابراین بهترین رویکرد، عیب یابی چندمرحله ای است: اول دریافت واقعی روزانه، سپس کیفیت مواد و فیتاز/ویتامین ها، بعد فرآیند تولید و در نهایت تنظیم اعداد جیره.
چالش های اجرایی در ایران و راه حل های قابل اجرا (از خرید تا کارخانه تا سالن)
حتی با بهترین توصیه های کتابی، اجرای صحیح Ca/P در ایران با چند چالش تکرارشونده روبه رو است. در این بخش، چالش ها و راه حل های قابل اجرا را به صورت مستقیم مرور می کنیم:
- چالش: نوسان کیفیت سنگ آهک و دی کلسیم فسفات
راه حل: تعریف مشخصات خرید (درصد Ca/P، اندازه ذره، آلودگی)، نمونه برداری دوره ای و ثبت تامین کننده به صورت عملکردمحور. - چالش: افت کارایی فیتاز در فرآیند تولید
راه حل: کنترل دما/رطوبت پلتینگ، استفاده از فرم های پایدارتر در صورت نیاز، و هماهنگی دقیق بین فرمول و تنظیمات خط تولید. - چالش: جداشدگی ذرات در دان آردی
راه حل: بهبود آسیاب و اختلاط، استفاده از بایندر یا اصلاح رطوبت در حد استاندارد، و پایش یکنواختی با آزمون های ساده کارخانه. - چالش: افت مصرف خوراک در گرما و کاهش دریافت روزانه Ca
راه حل: اصلاح زمان بندی دان دهی، مدیریت تهویه و آب خنک، و بازبینی تراکم انرژی برای کاهش افت مصرف.
نکته مهم: در بسیاری از فارم ها، اولین واکنش به پوسته ضعیف «افزایش فوری کلسیم» است. این واکنش اگر بدون توجه به فسفر قابل جذب و فیتاز انجام شود، ممکن است مشکل پا و رشد را تشدید کند. بنابراین راه حل پایدار، یک بسته اقدام است: داده مصرف + کنترل کیفیت + تنظیم بر مبنای قابل جذب.
جمع بندی: چگونه خطای کلسیم/فسفر را به تصمیم اصلاحی تبدیل کنیم؟
خطاهای رایج تنظیم کلسیم/فسفر معمولاً از یک منبع واحد نمی آیند؛ ترکیبی از محاسبه بر اساس «کل» به جای «قابل جذب»، فرض ثابت بودن فیتاز و ویتامین D، و نادیده گرفتن دریافت روزانه در شرایط واقعی مزرعه است. پیامدهای عملی هم اغلب در سه نقطه ضربه می زند: سلامت پا (لنگش و حذف)، کیفیت پوسته تخم (تخم ترک دار و افت فروش) و رشد/یکنواختی (افت راندمان و افزایش هزینه هر کیلو تولید).
برای اصلاح، بهتر است به جای دستکاری عجولانه درصدها، یک مسیر مرحله ای اجرا شود: اول مصرف خوراک و دریافت روزانه را تثبیت و اندازه گیری کنید؛ سپس کیفیت و یکنواختی منابع معدنی، فیتاز و پیش مخلوط را راستی آزمایی کنید؛ بعد نسبت ها را بر مبنای فسفر قابل جذب و شرایط فاز تولید تنظیم کنید. این رویکرد، هم ریسک کمبودهای پنهان را کم می کند و هم از اضافه مصرف پرهزینه و دفع بالای فسفر جلوگیری می کند. برای مطالعه مطالب تکمیلی دانشدانه، بخش های مرتبط با تغذیه و کنترل کیفیت خوراک را دنبال کنید.
سوالات متداول
۱. از کجا بفهمیم مشکل پوسته تخم از کلسیم است یا فسفر؟
اگر پوسته ضعیف است اما کلسیم جیره بالا گزارش می شود، ابتدا دریافت روزانه، اندازه ذره منبع کلسیم و همخوانی آن با فسفر قابل جذب و فیتاز را بررسی کنید؛ صرفاً افزایش کلسیم همیشه جواب نمی دهد.
۲. چرا با وجود فسفر کل مناسب، لنگش و افت رشد می بینیم؟
در خوراک های گیاهی، بخشی از فسفر به فیتات متصل است و ممکن است قابل جذب نباشد؛ اگر فیتاز وجود نداشته باشد یا کارایی آن کاهش یابد، کمبود فسفر قابل جذب رخ می دهد.
۳. آیا افزایش کلسیم همیشه کیفیت پوسته را بهتر می کند؟
خیر؛ افزایش بی حساب کلسیم می تواند دسترسی فسفر را کاهش دهد و حتی کارایی فیتاز را پایین بیاورد، بنابراین باید بر اساس فاز تولید و دریافت روزانه و نه فقط درصد جیره تصمیم گرفت.
۴. نقش ویتامین D در تعادل کلسیم و فسفر دقیقاً چیست؟
ویتامین D جذب روده ای کلسیم و فسفر و تنظیم بازجذب کلیوی را پشتیبانی می کند؛ اگر کیفیت یا پایداری آن در پیش مخلوط پایین باشد، با وجود اعداد درست جیره هم مشکل پا یا پوسته دیده می شود.
۵. مهم ترین اقدام عملی برای کاهش خطا در Ca/P در کارخانه خوراک چیست؟
راستی آزمایی کیفیت منابع معدنی و یکنواختی اختلاط، همراه با کنترل فرآیند پلتینگ برای حفظ کارایی فیتاز، معمولاً بیشترین اثر را در نزدیک کردن «فرمول» به «خوراک تحویلی» دارد.
منابع:
NRC. Nutrient Requirements of Poultry. National Academies Press.
EFSA Panel on Additives and Products or Substances used in Animal Feed (FEEDAP). Scientific opinions on the safety and efficacy of phytases for poultry. EFSA Journal.

